المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)

133

كنز العرفان في فقه القرآن‌ (فارسى)

اين قسمتى از آيه در ضمن صدر آيه در سابق بيان گرديد و بايد مطالبى را كه مربوط به آيه است ، يادآور شويم . 1 - فقها با صيغهء « قُومُوا » براى اثبات وجوب « قيام » در نماز استدلال نموده‌اند . بر اين فقها ايراد شده است كه در جملهء مذكور « قُومُوا » اشاره به آن ندارد كه وجوب قيام در نماز باشد . جواب داده شده كه در غير نماز « قيام » واجب نيست و از يك طرف لفظ آيه « صيغه امر » دلالت بر وجوب « قيام » دارد و در نتيجه اين دليل به دست مىآيد كه « قيام » يعنى به پا ايستادن واجب است و علاوه بر آن چيزى از قيام در غير نماز واجب نمىباشد ، پس وجوب « قيام » فقط در نماز است و همين خواستهء ما است . اگر بگويى كبرى ممنوع است ( يعنى قبول نداريم كه قيام در غير نماز واجب نباشد ) ، به دليل اينكه در طواف كعبه ، « قيام » واجب است ، در حالى كه طواف نماز نيست ؟ در جواب مىگوييم : ممنوع بودن كبرى ، به قوّتش باقى است ؛ يعنى قيام در طواف كعبه به طور مطلق واجب نمىباشد ، و بلكه « قيام » زمانى واجب است كه طواف ماشيا ( با پياده‌روى ) انجام شود و امّا اگر با حالت سواره ، طواف را اختيار نمود و انجام داد « قيام » واجب نخواهد بود . با توجّه به سخنان مزبور ، ما در اينجا مطلبى را اضافه مىكنيم و مىگوييم براى اثبات وجوب « قيام » در نماز ، با دو وجه و از دو طريق مىتوان استدلال نمود : وجه اوّل : « وَ قُومُوا » را بر « حافِظُوا » كه به محافظت از نماز ، دستور داده است ، عطف بگيريم و مقتضاى آن ، اين است كه « قيام » در نماز واجب است . وجه دوّم : اين است كه همراه « قُومُوا » قيد حالى كه « قانِتِينَ » باشد ذكر گرديده است و قنوت در عرف فقها ، بالا بردن دو دست و دعا خواندن در نماز است ، به‌پا خيزيد ، در حالى كه قنوت را انجام مىدهيد و سرانجام ثابت مىگردد كه « قيام » در نماز واجب مىباشد ، و مطلوب ما نيز همين است . 2 - « لِلَّهِ » ؛ « براى خدا » اشاره و تنبيه بر آن است كه نيّت و قصد قربت در نماز واجب است و همچنين آيهء « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ « 1 » » ؛ « به آنان

--> ( 1 ) . سورهء بيّنه ، آيهء 5 .